نه بابا خنده دار چیه اولین بار بود تو همچین موقعیتی بودم اگه بگم چی بهم گفت به خدا خجالت میکشم توهم
اصلا نفهمیدم چش بود هودشو وشوهرش تازه جدا شده بودن
دوتاشون روانی بودن مثه اینکه تو مغازه کناریم داشتن بحث میکردن از شانس گند من اومد تو مغازه که من کار میکردم یهو
منو دید جوگیر شد زنیکه ۵۰ سالشه شروع کرد با شوهرش بحث کردن فک کنم شوهرش از این مریضیای روانی بود که بهش خیانت میکرده ....
خلاصه که انقد بلند بلند فحش میداد اصلا معلوم نبود مشکلش با من چیه وای ینی دلم میخواس برم زیر زمین
از یه طرف میگفت شوهر مت اومد تو مغازه حواست به خودت باشه این آدم درستی نیس از یه طرف دیگه میگفت عکستو پخش میکنه ینی روانی بود زنه منم هاج واج خدایا این چی میگه اون ستم کلی مغازه دار وکاسب شلوغم بود اونجا ......
دلم میخواست بمیرم فقط اعصابم خورد میشه که چرا چیزی بهش نگفتم شوکه بودم اصلا نفهمیدم چرا اتفاقی داره میفته همه هم داشتن نگاه میکردن
باورت میشه اسم اندام شخصی بلند به زبون میآورد جلو کلی مرد