من ساده بی زبون فقط میگفتم چی داری میگی با ی مشکل داری
انقد شوکه بودم اصلا نمیدونستم باید چیکار کنم یعتی زنه اومد تو مغازه با شوهرش شروع کرد ادامه دعواشون با هاش
منم کشوند وسط .....
خیلی عجیب بود زنه بلند بلند میگفتا حرفاشو شوهرشرم میگفت اینو طلاقش دادم ناراحته. .....والا چه ربطی داره روزی هزار نفر جدا میشن میفتن تو مغازه وخیابون دنبال مقصر میگردن؟
خلاصه که عقده ای بود خدا لعنتش کنه من که نمیبخشمش
آلهی بمیره هر جا که هست