سلام عزیزانم. سه سال من از همسرم جدا شدم این مرد و خانواده اش خیلی منو آزار و اذیت دادن حتی عمه و دایی و کل خاندانش. بعد سه سال عمه اش فوت میکنه. خواهرم خودش میرسونه عزای عمه اش و تسلیت میکه البته میره تا دم درشون. وقتی خواهرم این موضوع گفت به شدت بهم ریختم گفتم تو جطور رفتی اینها همشون منو بچه هام آزار. و اذیت قرار دادن بعدش ما با اینها صنمی نداریم چطور رفتی اونم زود دست پیش کشید و بهم زخم زبون زد که تو جدا شدی به تو ربطی نداره و من ازاد هستم. و زندگی خودم هست منم نزدیک یک ماه دیگه باهاش قهر کردم. به نظرتون من حق داشتم ناراحت بشم از اینکه رفته
من یکی از قدیمی ترین عزیزان این سایت بودم. ولی کاربری قدیم بسته شد یکی دیگه درست کردم. من ارزو داشتم برای زندگیم مادر دوتا دختر هستم چهارده سال با یک مرد خودشیفته زندگی کردم من جنگیدم درد کشیدم کتک خوردم شکنجه شدم آخرین سال ها فهمیدم اون مرد یک خودشیفته هست. فامیل و خانواده اش درد به دلم گذاشتن خواهرم قلبم شکوند خواهرم بهم زخم زبون زد چند مدتیه قلبم از درد شکسته 😭😭😭
عمه شوهرسابقتچه ربط به خواهرت داشته؟ رفت به کی تسلیت بگهچقد کارش مضحک بودهحق باتویه
شوهر. سابقم میشه پسر پسر عموی بابام. اینقدر دلم به. درد آورد وقتی بهش با ارامش و محبت و احترام از خواهرم گلگی کردم زخم زبون و با تندی با من برخورد کرد منم بهش کفتم خواهری مثل تو ندارم