سه هفته قبل من از فوت بردارم کلا حالم خراب هست وکلی مشکلات سه هفته قبل حالم بد بود گیرالکی دادم توقع نازکردنمو داشتم قهر کرد رفت خلاصه دوهفته جواب نداد درهم برهم یکی درمیون پیام سین میرد هفنه پیش گفتم دیگه ازم پیامی نمبینی اینا ویک هفنه بیخبر بودم جمعه زنگ مامانم زد بود بردارم مریض شده من رفتم تهران شیزاز دکتر سکته کرده بدنش فلج
من جمعه گفتم برو تموم شد پریشب دلم طاقت نیاورد پیام دادک حال برادرش پرسیدم دوباره سرد برخورد وسطشم سین نزد رفت
منم دیدم نمیشه بلاتکلیف پیام دادم میای امروز ببینمت چندبار ههی پیچوند قرارمون نه شب شد من اماده شدم رفتم پیام داد من نمیونم بیام داداشمم اوردن خونه منم گفت خبر میدادی مهم نیست تموم شد خدانگهدار یه عالمه جیغ زد چرندیات که درک نمیکنی شرایطو ذهنم فرصت صحبت نداره اینا منم گفتم بهتر باشن حتی سین نکرد رفت تاالان بیخبر
دیوانه شدم چهار هفته 😭😭😭