از این فکرها بیاین بیرون بچه که به دنیا میاد خیلی شیرین و جذابه
چه خاله چه دایی ه عمه چه عموی اون دایی چه مادربزرگ پدربزرگهای دو طرف
دلشون میخواد این نوزادو بگیرن ببوسن بغل کنن شیرین زبونیاشو ببینن بوی خوبشو حس کنن.
چرا فکر میکنین که با این کارا میخوان بچه شما رو به خودشون وابسته کنن؟
دایی من بچهاش به دنیا اومد خیلی دلم میخواست برم خونشون ولی خالههای بچه انگار
اونجا ارث پدریشون بوده یعنی حسرت به دل اینکه چند بار برم این بچه رو ببینم به دلم مونده کلاً شاید رو هم رفته ۴ بار رفتم خونشون که این بچهها رو ببینم تو این دو سال
خواهر زنای خودش از صبح تا شب خونش بودن ولی ماها اگه میخواستیم بریم حس بد داشتیم