بدترین حالتی که ممکنه برای یه آدم پیش بیاد اینه که همزمان هم احساسی باشه و هم منطقی، یعنی قلبش داره مچاله میشه ولی مجبوره منطقی تصمیم بگیره، بعدش باید روزها و ماهها و حتی سالها بشینه به قلبش توضیح بده که اگه اون کارو رو نمیکردم بیشتر مچاله میشدی، اما مگه قلب حالیشه، وقتی دیگه صلحی نباشه بین قلب و عقلت انگار لای منگنه ای، چون نه قلبت مغز داره و نه مغزت قلب.
هر چیزی که طلا باشد برق نمیزند؛ همه کسانی که سرگردان هستند گم نشده اند؛ چیزهای قدیمی که نیرومند باشند از ریخت نمی افتند؛ یخبندان به ریشه های عمیق نمیرسد.