2777
2789
عنوان

زندگی من

288 بازدید | 20 پست

نمیدونم از کجا شروع شد ولی تا اونجایی که یادمه اینطوری بودیم  ۷ ساله ازدواج کردیم ده سال ازم بزرگتره تا حالا نشده شوهرم بغلم کنه بوسم کنه ( به غیر از اون موقع )دلداریم بده باهام حرف بزنه چند بار منو زد به خانواده ام فوحش میده رفیق بازی هم میکنه ولی این بیشتر برام مهمه که منو از لحاظ عاطفی اصلا تامین نمیکنه خیلی تشنه محبت شدم میترسم به گناه الوده شم دلم حرفای عاشقانه میخواد هیچ وقت با من اینطوری نبود از وقتی بچه م به دنیا اومد شبا جدا میخوابیم اولش هم کنار هم میخوابیدیم ولی بافاصله بعد از بچه دار شدنمون بدتر شدیم کسی مثل من هست همش حسرت زندگی دیگرانو میخورم زن و شوهر عاشق

از طرف من خیلی تلاش کردم اما نشد

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

شاید بخاطر بچه جدا شدین.بیشتر بهش محبت کن.چندسالته؟قبل بچه هم.همینطور بودین؟


۲۸ سالمه قبل بچه نه تا این حد ولی خوب هم نبود هنوز یادم نیست یه حرف خوب بهم زده باشه حتی ازم ارث پدری هم میخواد و چون ندارم سرکوفتم میزنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز