عب نداره
تا آخر که قرار نیست بمونی.....
یکم دیگه تحمل کن شوهر کردی برو
منم تاحدودی اینجوری بودم
البته من دوتا داداش داشتم مامانم خیلی زیاد
به اونا میرسید کل وقتش با اونا بود انگار با اونا
مامانم بزرگ شد دیگه برا من وقتی نداشت....
همیشه تنها بودم وقتیم میومد باهام دقیقا همینجوری
بهم گیر میداد منم اهمیت نمیدادم
ازدواج کردم بهتر شد