بیقرار توأم و در دل تنگم گله هاست ... آه و بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست ... مثل عکس رخ مهتاب ک افتاده در آب ،،، در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست،،،
بیقرار توأم و در دل تنگم گله هاست ... آه و بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست ... مثل عکس رخ مهتاب ک افتاده در آب ،،، در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست،،،
بیقرار توأم و در دل تنگم گله هاست ... آه و بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست ... مثل عکس رخ مهتاب ک افتاده در آب ،،، در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست،،،
اگه کمر و زیردشکمتون درد کنه دردوزایمانه درد زایمانه میگیره و ول میکنه
نه کمرم و زیر شکمم دردی ندارم
فقط دلپیجه تو کل شکمم
ی بار میاد بعد خوب میشم بعد دوباره دلپیجه
ولی خیلی کمه
بیقرار توأم و در دل تنگم گله هاست ... آه و بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست ... مثل عکس رخ مهتاب ک افتاده در آب ،،، در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست،،،
چون تجربه ای ندارم اصلا نمیدونم ب چ دردی میگن درد زایمان
بیقرار توأم و در دل تنگم گله هاست ... آه و بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست ... مثل عکس رخ مهتاب ک افتاده در آب ،،، در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست،،،
شاید معدتون باشه بنظرم درد زایمان نیست درد زایمان اول با کمر درد شروع میشه
ممنون از راهنماییت
بیقرار توأم و در دل تنگم گله هاست ... آه و بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست ... مثل عکس رخ مهتاب ک افتاده در آب ،،، در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست،،،
برو یه درمانگاهی بیمارستانی جایی معاینت کنه میفهمه ,درد زایمان هم از اول شدید نیست منم دم دمای صبح بود یه دردی تو شکمم میپیچید بعد خوب میشدم کمی بعد باز میگرفت تا اینکه صبح رفتم بیمارستان معاینه کرد گفت تا شب زایمان میکنی برو خونه وقتی دردات به هر فکر کنم گفت پنج دقیقه رسید بیا. دیگه مرتب فاصله دردا کم میشدمنم بعد از ظهر رفتم بستری شدم تا حدود یازده شب زایمان کردم