و امشب میخوام خاطره ِ معجزه "شلمچه "رو برات زنده کنم 🩹💔
من هر سال که با دانشگاهمون راهیان میرفتم
تو هر جایی تو رو ارزو میکردم
برای خوشبختی ات دعا میکردم و از خدا میخواستم حتی اگ سهم من نیستی جلو تر از من ازدواج کنی
ک من چشم ب راه نمونم
عاشق بودم دیگه :)
سال ب سال کلافه تر میشدم
و هر سال من بلاتکلیف تر سر عشق تو
ک خدای من ۳ سال شد
و من نتونستم بهش بفهمونم دوسش دارم و اونم نیومد سمت من
راستش من عاشقت بودم ولی خب
حجب و حیا مانع بود 🫠💔
اخرین باری ک رفته بودم راهیان نور
اخرین ایستگاه ما
شلمچه بود
کسایی ک راهیان رفتن قشنگ حرفموو درک میکنن شلمچه حال و هواش با بقیه یادمان ها خیلی فرق داره
انگار ب خدا واقعا نزدیکتری 🙂🤍
اقا محمد رسیدیم شلمچه
یه تپه اونجا بود
به اسم تپه سلام
اونجا میشد عراقو دید و ب امام حسین عرض ارادت کرد
من حال درونی ام داغون بودو تا اون سال هم کربلا نرفته بودم
رفتم ببینم از رو این تپه واقعا میشه کربلا رو دید 🥺
همه داشتن سلام میدادن
یهووو دلم گرفت یهووو دلم خواست با امام حسین حرف بزنم حس کردم الان دعاموو حتما میشنوع
بهش گفتم بهم تشونه بده محمد مال منه 😭
یا نه
حالم بد بود سرمو چرخوندم ک بیام پایین از تپه
یهوووو
.
.
.
تو جلو چشام ظاهر شدی 😭😭 بخدا خودت بودی
قیافت صورتت اندامت حتی نوع پوشش
عجیببب حالم بد شد گریه کردم و ی زمین افتادم
خوب بود هرکی یه گوشه مشغول راز و نیازز
کسی متوجه جنون من نبود
به حدی گریه کردم ک نگووو
حس کردم تو سرنوشتمی و شهدای شلمچه و امام حسین جوابموو دادن ..
حین نمازم دیدمت باز
به حدی شبیه ات بود
حتی زنگ زدم خونه
گفتم داداش معلمت این هفته سر کلاستون ؟
گفت اره ..
و اونجا بود که فهمیدم یکی یود عین تو
و انگار یه نشونه 🥺
اخهه قربون حکمت خدا
چیشد ک عشق ما دو طرفع بود
معجزه شد
و اومدی تو زندگیم
بعدش یهو رفتی ؟
حتی خدا هم تو رو برای من خواسته بود
خودت چرا منو از دست دادی
چراااااا محمد
چرا هردومون رو خونه خراب کردی 😭
بخدا بعد تو ارامش ندارم هرگز