یه ۴ ماه از اونموقع گذشت و من همچنان بهش فکر میکردم
یه شب یه عروسی دعوت شدیم که یه عروسیه کوچیک بود درحد فامیلای درجه ۱
من با پدرم رفتم ولی مامانم نیومد
همینطور که کنار بابام نشسته بودم یهو یه نفر گفت:(برو بمیر بابا) که صداش خیلی شبیه اون آدم بود و برگشتم دیدم بلهههه!
ایشون از اقوام نزدیکمون هستن 🗿😂