بابام یه روانیه به من گفت چای بریز گفتم دارم سیب زمینی خورد میکنم پاشو بریز اومد سیب زمینی و برداشت تو سبد بود پرت کرد زمین از اونور مامانمم اسکل چون همون شوهرش گشنه نمونه داره سرخ میکنه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
مامانت اسکل نیس. نمیخواد فضا بیشتر ازینکه هس متشنج نشه
آخه تاپیک قبلمو بخونی بابام روانیه خونمون و تو شیشه کرده همش چند روزه فحش میده داد و بیداد میکنه بقران انقدر بد دهنه ماهم اینطوری شدیم خلاصه که آقا جو برش داشته مامانمم چیزی نمیگه میترسه تو ۳۵ سالگی نمیتونه جواب شوهر شو بده