بابام یه روانیه به من گفت چای بریز گفتم دارم سیب زمینی خورد میکنم پاشو بریز اومد سیب زمینی و برداشت تو سبد بود پرت کرد زمین از اونور مامانمم اسکل چون همون شوهرش گشنه نمونه داره سرخ میکنه
مامانت اسکل نیس. نمیخواد فضا بیشتر ازینکه هس متشنج نشه
آخه تاپیک قبلمو بخونی بابام روانیه خونمون و تو شیشه کرده همش چند روزه فحش میده داد و بیداد میکنه بقران انقدر بد دهنه ماهم اینطوری شدیم خلاصه که آقا جو برش داشته مامانمم چیزی نمیگه میترسه تو ۳۵ سالگی نمیتونه جواب شوهر شو بده