اینو که میگم خدای واقعیت داره دوستم حامله بود رفته بود سونو بعد همزمان یه خانمه دیگه هم باهاش بوده بعد دکتر هردوتاشونو باهم سونوشونو میبینه بعد میگه پسره دوستم من که بچه دومش بود وبچه اولش پسر میگه خانم دکتر بچه اولمم پسره میگه شمارو نگفتم ایشونو میگم دختره میزنه زیره گریه میگه من نامزدم هیپچ کاری نکردم دکتر هم معاینه اش میکنه میبینه راست میگه بازم میفرستتش سونو میبینه سونو درسته میپرسه ازش میگه رفتیم باهم حموم وفقط سطحی بوده دوستم میگفت بیمارستانو رو سره خودش گزاشته بود وشوهرشم میخندید میگفت بچه خودمه اینا پیش خدا هیچی نیست بخواد میشه