2777
2789
عنوان

شعری سرودم

593 بازدید | 80 پست

نمیدانم که میدانی


نگاهم نیست همراهت،ولی جانم «برای» توست
دلم همواره تسلیم صدای «آشنای» توست

نگاهم نیست همراهت،ولی حالم دگرگون است
دلم ِمحو مجسم کردنِ،«لبخندهای» توست

دلم،وقتی که باشی،میشود دریای‌ پُر موجی
که‌ دائم میخروشد،چونکه‌ مسحورِ «هوای» توست

منم دیوانه ای با دیدگانِ پاکِ پر حسرت
و تصویرِ خیالِ آنچه‌پشت «پلک های» توست

خیالش میکُشد من را ،ولی بی تاب و مشتاقم
که دریابد دو چشمم آنچه رازِ «چشم های» توست

منم بیمارِ بد حالی،که بر بستر فتادم باز
منم آن کس که عمری رنج دید و «مبتلای» توست

امیدی نیست بر درمانِ این تب های طولانی
بیا،تنها امیدِ مانده ام،در «دست های» توست

نمیدانی که حالم چیست وقتی شعر میگویم
نمیدانم چه شعری مرهمِ آن «رنج های» توست

نمیدانی که طوفانی ست حالِ چشمهای من
نمیدانم چه سرّی پشتِ سیلِ «اشکهای» توست

نمیدانی که شب ها وقتِ تنهایی چه تاریکم
نمیدانم چه مدت تا طلوعِ «روشنای» توست

نمیدانی که مرگ آسانتر است از عشقِ بی فرجام
نمیدانم که میدانی و این از «رازهای» توست

نمیدانی که میدانم دلت از جنسِ احساس است
نمیدانم که میدانی دلم تنگِ «صدای» توست

نمیدانم که کوهِ غم نهفته پشت لبخندت
نمیدانم که تنهایی دلیل «بغض های» توست

نمیدانی که دیدارت شده رؤیای هر روزم
و دیوانی سرودم کلّ ابیاتش «برای» توست

نمیدانم که تو هر لحظه همچون من پریشانی
نمیدانم که آغوشم دوای «دردهای» توست

نمیدانی که آتش زد به جانم جسمِ تب دارت
نمیدانم فراقِ من دلیلِ «گریه های» توست

بیا بشکن سکوتِ تلخ را این بار همراهم
بگو چون آرزوی ِ من تمامِ «حرف های» توست

به پاکیِ تمامِ واژه های نابِ اشعارم

قسم،دل تا زمانِ مرگ،در عهد و وفای توست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز