سلام اول از همه میخوام بگم لطفا خواهش میکنم قضاوت نکنید چون من خودم به گ که خوردن افتادم به قضیه ای برام پیش اومده من ۱۵ سالمه و رلم ۱۸ سالشه ما ۶ ماهه باهمیم من رابطم با ایشون درحد بوس و بغل عادی بود بعد یه ماه بعد این ۴ ماه مه گذشت به من گفت لب بگیریم بعد من بازور قبول کردم و خیلی ناراحت بودم ولی خب گفت چی میشه مگه عادیه و اینا گفتم باش حتی به خدا من بلد نبودم به چند بار اون بهم یاد داد گرفت بعد دیگه این دوماه گذشت برگشت گفت دست بزنم به سینه هات من الان که دارم اینارو میگم خودم خیلی پشیمونم خواهش میکنم قضاوت نکنید بعد من بازور اجازه دادم بعد الان دعوامون شد برگشته میگه تو دستمالی من افسردگی دارم چندبار قرص خوردم برا خودکشی ولی متاسفانه چیزی نشد به شستشو معده برام انجام دادن من این چند وقتم همجوره فکر و خیال دارم دارم میمیرم چیکار کنم بگید من چطور آروم شم کمک کنید