این پریشان احوالی را که میخوانی، داستان من است.من که نامم گم شده، و جسمم دفن میان این اوباش و الوات و هرزه و کفتار صفت. که همگی این صفات در شخصیت پدر من خلاصه شده. پدری که میخواست ستون و سایه بالای سر خانه و خانواده باشد حالا تبدیل شده است به یک دشمن خونی و که از هیچ ضربه ای بر پیکره خانواده دریغ نمیکند. آقایون عزیز درخواست دوستی ندید، من کلا از مرد جماعت بیزارم ، متنفرم ، نمونه بارزش بابای حرومی خودم . پس درخواست دوستی لطفااااااا نده چون اگه درخواست دوستی بدی انواع و اقسام فحش ناموسی رو بدرقه راهتون میکنم . گه منت روزگار ، گه منت خلق،///// ای مرگ بیا که زندگی مارا کشت. جسم قبر و جامه قبر و خانه قبر ///// باز لفظ زندگان عنوان ماست،،،،،،،،،مردای بی رگ تو تاپیکای من اظهار نظر نکنن،
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
دوست داشتن خیلی خطرناکه درست مثل این میمونه قلبتو دو دستی از جاش در بیاری کادو پیچ شده تحویل یکی دیگه بدی و اونقدر بهش اطمینان داشته باشی که طرف آسیبی به قلبت نمیزنه ولی یه روز میون اون همه باور و اعتمادت نسبت به اون آدم فقط قلبته که دیگه جز سنگ چیزی ازش باقی نمونده