یه شب تو حالت خواب و بیداری بودم که حس کردم چندتا دست همزمان داره رو بدنم حرکت میکنه. اول فکر کردم شوهرمه
ولی نبود چون گرم بود اون رو زمین خوابیده بود و من رو تخت
خیییییلی ترسناک بود
دو بار قلبم درد گرفت خیییلی شدید صبح پدر شوهرم زنگ میزد به شوهرم که مادرت قلبش درد گرفت بردیمش دکتر
یکبار هم سر یه موضوع الکی با شوهرم دعوامون شد من رو هل داد سرم خورد به تیزی دیوار و یه کوچولو شکست
رفتیم دکتر سیتی اسکن گرفتن گفتن چیزی نیست رفتیم خونه
روز بعد کمی چشمم کبود شد
شوهرم رفت خونشون دید نصف صورت مادرش کبوده
پرسید چی شد گفت زمین خوردم اینجوری شد
نظری دارید؟؟؟؟