بچه ها من یه موضوعی حسابی ناراحتم کرده خواستم با شما درد دل کنم الان هم ناخوداگاه اشکم سرازیره
بچه ها من یه دختر دوسال و هشت ماهه دارم که ماشالله الان خیلی شیطون شده باید شش دونگ حواسم بهش باشه خیلی کارهای خطرناک میکنه .. ما رفتیم روستامون چون داریم اونجا خونه میسازیم من اونجا که هستم بیشتر خونه پدرم هستم که بتونم برای کارگرها و خودمون غذا درست کنم همسرم هم حسابی مشغوله صبح میره تا ظهر یه ناهار میخوره بعد میره تا شب ... من هم حسابی هواشو دارم اصلا نمیذارم بچه اذیتش کنه خودم به تنهایی بچه رو دارم با اونکه بچه ام به شدددددددت شیطون و کارهای خطرناک میکنه چند روزه همسرم کارش کمتر شده بهش گفتم حالا که کارت کمتر شده بیشتر پیش ما باش