الان برو بالا سرش بهش بگو ابن ملجم پاشو کیو میزدی ریدم تو قبره ارشمیدس و طالس و مندلیف
خخخخ خدایی خیلی دوسم داشت و بهش وابسته بودن از وقتی شد ۷ سالم رفتارش خیلی فرق کرد کلا دلمو میشکوند. همش مقایسم میکرد با دختر داییم. کاری میکرد حس کنم ناکافی هستم
خداروشکر الان عقلم کامله دیگه اهمیت نمی دم و دارم فراموش می کنم.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خخخخ خدایی خیلی دوسم داشت و بهش وابسته بودن از وقتی شد ۷ سالم رفتارش خیلی فرق کرد کلا دلمو میشکوند. ...
آفرین
مرگ بر همشون
این پریشان احوالی را که میخوانی، داستان من است.من که نامم گم شده، و جسمم دفن میان این اوباش و الوات و هرزه و کفتار صفت. که همگی این صفات در شخصیت پدر من خلاصه شده. پدری که میخواست ستون و سایه بالای سر خانه و خانواده باشد حالا تبدیل شده است به یک دشمن خونی و که از هیچ ضربه ای بر پیکره خانواده دریغ نمیکند. آقایون عزیز درخواست دوستی ندید، من کلا از مرد جماعت بیزارم ، متنفرم ، نمونه بارزش بابای حرومی خودم . پس درخواست دوستی لطفااااااا نده چون اگه درخواست دوستی بدی انواع و اقسام فحش ناموسی رو بدرقه راهتون میکنم . گه منت روزگار ، گه منت خلق،///// ای مرگ بیا که زندگی مارا کشت. جسم قبر و جامه قبر و خانه قبر ///// باز لفظ زندگان عنوان ماست،،،،،،،،،مردای بی رگ تو تاپیکای من اظهار نظر نکنن،