سلام و عرض ادب و احترام
بنده متأسفانه 25 اسفند 1404 عشق زندگیم همسر با اخلاق و با ادب و نازنینم را از دست دادم در موشک و بمباران جنگ اخیر و اکنون من مانده ام و دو فرزند دختر نازنینم که شش سال و هشت ماه دارد و یک پسر کاکلم که یک سال و نه ماه دارد
خداییش بدجوری از نظر روحی و روانی داغون شدم و هر کاری میکنم از فکر آن زندگی عالی و عاشقانه و دوست داشتنی بیرون نمیتوانم بیایم.
با اینمه دو تراپیست برلی خودم و یک تراپیست برای کودکانم دارم.
باز داغونم و نابودم فقط به عشق دو فرزندانم به حیات ادامه میدهم.
و اینکه قبر عشقم هم نزدیکم نیست تا بروم و سبک بشوم
به وصیت خودش عمل کردم و بردمش به مکان پدریش خاکش کردم
حالا بدجوری حالم خراب است