یه دکترواستاددانشگاه اینستا بهم درخواست داد قبول کردم مشخص بودخیلی پولداروجایگاه اجتماعی بالایی داره بعد بهم پیام داد که مشخصه دخترخوبی هستی واینا بعد گفت شمارتو بزار اشنابشیم بعد من گفتم الان کاردارم باید برم بهش برخورد گفت باشه خدانگهداربعد من بهش گفتم خب شماشمارتوبزارکذاشت زنگ زدم بهم گفت چه قدکلاس میزاری مگه من چی کم دارم هم پول دارم هم دکترم بعد بهم گفت کدوم بیمارستانی گفتم الان نمیتونم بگم ناراحت شد بعد گفت خونت کجاس محدودشو گفتم ولی نگفتم کوچه چندم ناراحت شد گفت من نباید بفهمم کی هستی گفتم خب هنوز نه بعد گفت کاری نداری گفتم نه خواهش میکنم بعد گوشیو قط کرد بچه ها چرا هرکی به من میرسه فرارمیکنه ازم خسته شدم راستش توحرفامم بهش گفتم که خوبه استاد دانشگاهی یه شغل دولتی داری چون اونایی که بهم پیشنهادمیدادن ازادبودن اگه شارلاتان درمیومدن نمیشد ابروشونو برد اینم فک کنم رفت که رفت اخه چراهمه ازم فرارمیکنن