بچهها من خانواده همسرم یه سری بدی ها بهم کردن که حالا طولانی میشه بخوام بگم ولی بخاطر بدی هاشون از چشمم افتادن و خوشم نمیاد ازشون....مشکلم اینه وقتی میبینم شوهرم بهشون محبت میکنه حسودیم میشه و توقع دارم بخاطر کاراشون یه مقدار سردتر باشه...میدونم توقعم اشتباه و بیجاس اما نمیتونم این حسو از خودم دور کنم چیکار کنم بنظرتون؟
پسرم مریضه،روپامه،دماغش کیپ شده همش میپره میگه ماما،قبل خوابش باید اسپری بینی میزدم ولی آبریزش شدید داره،خدا کنه خوب بشه زودتر ،نئوتادین دادم و استامینوفن ،خدا کنه بخوابه تا منم یکم بخوابم فردا روز سختی دارم
خدایا جوری دستمو بگیر و بلندم کن که همه انگشت به دهن بمونن...(عدو شود سبب خیر ، اگر خدا خواهد)🤌🫡،(۲۹بهمن خبر بارداریمو شنیدم،خدایا ممنونم ازت،تو دلیمو حفظ کن و کمکم کن صحیح و سالم بغلش بگیرم)،از دوستانی که درخواست دوستی میدن معذرت میخوام نمیتونم قبول کنم....(خدایااااا شکرررررررت بابت پسر نازی که بهم دادی،خدایا ممنونم ازت ،امام حسین نوکرتم♥️)
شاید این فکرارو مادرش انداخته توسرش همون که بهار گفت تمرکز رو زندگیت باشه چون اونا میخوان زندگیتو ن ...
درد و مرض مادرش فقط اینه که پسرش خسته نشه خدایی نکرده ...مثلا اگه بچه داشته باشیم نکنه یه موقع بچه شب نخوابه پسرشم نتونه بخوابه خسته بشه از استراحتش کم بشه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ببین من خودم شاغلم از زمانی که ازدواج کردم خودم هزینههای خودمو دادم قبلشم که خونه بابام بودم همینطور ...
بچه دار که بشی کل مسئولیت بچه روی دوش خودت میوفته عزیزم ،چون شوهر مسئولیت پذیری نداری با عرض پوزش،حالا چرا مخالفت میکنه شوهرت؟
خدایا جوری دستمو بگیر و بلندم کن که همه انگشت به دهن بمونن...(عدو شود سبب خیر ، اگر خدا خواهد)🤌🫡،(۲۹بهمن خبر بارداریمو شنیدم،خدایا ممنونم ازت،تو دلیمو حفظ کن و کمکم کن صحیح و سالم بغلش بگیرم)،از دوستانی که درخواست دوستی میدن معذرت میخوام نمیتونم قبول کنم....(خدایااااا شکرررررررت بابت پسر نازی که بهم دادی،خدایا ممنونم ازت ،امام حسین نوکرتم♥️)
بچه دار که بشی کل مسئولیت بچه روی دوش خودت میوفته عزیزم ،چون شوهر مسئولیت پذیری نداری با عرض پوزش،حا ...
بخاطر مسائل مالی میگه نه ولی به جز اون میدونم که از دردسر و نخوابیدن شبهاش میترسه...برا موضوع مالی بهش گفتم حقوق خودم هست چون حقوق شوهرم اونقدر نیست که هزینه بچه رو بده فقط به اندازه دو نفره ولی با حقوق من میشه هزینه هاشو داد اما بازم مقاومت میکنه...منم میترسم بعدا که پیر شم کسیو نداشته باشم و اینکه بالاخره سالها زحمت کشیدم اموالی طلایی چیزی جمع کردم دلم میخواد بچه خودم ببره نه غریبه
جفتتون نخواستید؟من سالهای اول نیمخواستم اما یه ساله خیلی دلم میخواد...شوهرم میگه هزینه هاش زیاده نمیتونیم ولی من میدونم علاوه بر مالی بخاطر تنبلی میگه نه چون میترسه از تایم استراحتش کم بشه