یه شب باماشینم داشتم میرفتم خونه یه هو یه ماشین دنبالم اومد وگفت خانوم وقتتونو یه لحظه بگیرم گفتم نه هی دنبالم اومد مجبور شدم وایستم اومد پای پنجره ماشین یک ساعت صحبت میکرد که ازتون خوشم اومده اینا گفت که بازرگانی.داره اسم بازرگانیشم گفت بعد من گفتم قصد اشنایی ندارم بعد گفت شماره پلاکتو برداشتم شمارتو پیدا میکنم منم ترسیدم بهش زنگ زدم صحبت کردم خیلی مشتاق بود بعد بهش پیام دادم که چون دوس نداشتم شماره پلاکم دست اقایون بیفته زنگ زدم من دختری نیستم بخوام دوس دختر کسی باشم تو پیچ کاریتونم هنوز خاطرات نامزدقبلیتون بود بعد بهم گفت میتونم تماس بگیرم گفتم نه بعذ گفت قصدجسارت نداشتم ببخشید منم گفتم خواهش میکنم بعد دیگه نه پیام نه زنک بهم نزد ولی من خیلی خوشم اومده بود ازش به نظرتون هدفش چی بوده زشته دوباره پیام بدم؟