2789
عنوان

تنهایی پدرم🥺

30 بازدید | 6 پست

من مامان مهربونم و سال 95 از دست دادم ده سال میشه

یه برادر دارم که بالای 20ساله ایران زندگی نمیکنه و ما هر چند سال مدت کوتاه میبینمش

بابای من خیلی مهربونو احساساتیه

هنوزم هر روز با عکس مادرم گریه میکنه و همسایه ها بعضی وقتا میگن خونه نیستی صدای نازدادنش به تو میاد تو خلوت خودش

بابا دبیر زبان بود و باز نشسته ولی ما شمالی هستیم مزرعه کشاورزی داریم و بابا مغازه برنج فروشی

68سالشع و به شدت کار میکنه حتی اکثریت کارای کشاورزیو

هیچی هم در دنیا برای خودش نمیخواد و برای بچه هایش تلاش میکنه🥺

فشار خون بالا داره من بهمن ماه عقد کردم ولی با شوهرم زندگی میکنم خونه منو همسرم با ماشین ده دقیقه فاصله تا بابا بعضی دو سه شب در هفته هم اینجا میمونیم

ولی باز تنهاس که دلشوره دارم فشار بالا نره چیزی نشه🥺

منو بابا ده سال بعد فوت مامان خیلی تنهایی کشیدیم من خاله دایی ندارم یکی از عموهام ایران نیست یکی دیگه جنوب و به همه مریض کلا خیلی تنها بودیم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

نه اصلا قصد ازدواج ندارم و ناراحت میشه کسی حرفی بزنه

پس تنها راهی که میمونه اینه یه خونه ی دوطبقه بگیرید و بیشتر اوقات باهم باشید

معاویه توسط مامورینش به بچه ها بزغاله هایی میداد و این مامورین به بچه ها میگفتن اینها از طرف معاویس یکم که بچه ها با این بزغاله ها انس میگرفتن مأمورانش رو میفرستاد ازشون میدزدید و میگفتن این کار علیه و این بچه ها اینطوری با امام دشمن شدن و رفتن در لشکر معاویه و با امام جنگیدن ...یروزی وسط جنگ با معاویه یه عده منافق امام رو مجبور کردن که ماجرای حکمیت و مذاکره رو بپذیره و بعد گفتن تقصیر امام بوده و مردم باهاش دشمن شدن و بالاخره یک یه.ودی زاده شهیدش کرد یروزی امام حسن رو با وعده ی پول به بزرگان تنها گذاشتن و مجبور به صلح کردن بعد باهاش دشمن شدن و بالاخره شهیدش کردن یروزی امام حسین رو دعوت کردن بعد بزرگان با وعده ی پول وحکومت مردم رو متقاعد کردن که جلوی امام بایستن و امام رو که حاضر به بیعت با یزید نبود رو شهیدش کردن و دارو دسته ی یزید خوشحالی کردن و جشن گرفتن ...دنیا به همون خائنین و هلهله کننده ها و قاتلین امام وفا نکرد و این شادی هاشون دوام نداشت و زودتر از اونچه که فکرش رو میکردن همشون در پیشگاه خدا برای پاسخگویی حاضر شدن..امامها و یارانشون شهید شدن تا مردم بیدار بشن و یزیدیان که ارزوشون از بین بردن اسلام واقعی بود باقی نمونن....

اگه قصد ازدواج ندارند، تنها راه این هست که خونه هاتون خیلی نزدیک و همسایه باشید. چون نیاز به پرستار هم ندارند پدرتون و فعال هستند.

 به یـــــزدان که گـــــر ما خرد داشتیم/ کجا این سرانجام بد داشتیم 
پس تنها راهی که میمونه اینه یه خونه ی دوطبقه بگیرید و بیشتر اوقات باهم باشید

خونه پدرم دو طبقه و یه واحد برای منه ولی خب همسرمم خونه خودشون داره و کلا خجالت میکشم اینجا زندگی کنیم میگه رفتوآمد دو سه شب اینجا بخوابیم باقی اونجا و اینکه ما میخوایم خونه هم بسازیم منو همسرم ولی خب نزدیکیم ووابستگیمون خیلی زیاده

من برای بابا غذا درست میکنم اکثر وقتا مادر شوهرم تو این تایم خیلی هوامو داشته چون منم شاغلم و هم ورزش حرفه ای دارم در طول روز خیلی وقتم کمه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792