: از کنار برادر کوچکم عبور میکردم، در حالی که نماز میخواند.
شنیدم که از خدا یک اسباببازی میخواهد.
روز بعد، آن اسباببازی را کنار سجادهاش گذاشتم تا فکر کند خدا دعایش را مستجاب کرده است.
اما بعدتر فهمیدم که عبور من از کنار برادرم هنگام نماز،خودش بخشی از تدبیر خدا بوده است؛ چون در حقیقت، خدا دعای او را مستجاب کرده بود.