شما فکر کنید مادر هستید ۴۵ سال دارید
یک دختر ،۱۹ ساله مظلوم و مثبت و نماز خون و با حجاب در خانه که تنها تفریح است بیرون رفتن با مادر و مادربزرگش و برادرش و از صبح تا شب برادر شش ساله اش نگه داره بازی کنه
دخترها برگرده بگه جایزه کارنامه دانشگاه اجازه بده با معلم سابقش که یک خانم عاقل و بالغی هستند و دو پسر بزرگ دارند بره بیرون
مادر بگه مگه معلمان هم سنت که چی بشه
حیف این هم کار که دختر دلسوز برای مادر می کنه
دختر خدمتکار و پرستار بچه آن نیست که
حالا دختر تصمیم داره دانشگاه باز شد یواشکی با معلم بره بیرون بعضی وقت ها به مادرشم نگه