2789
عنوان

قاصدک من🙃🙃🙃

12 بازدید | 0 پست

حس عجیبی دارم. خیلی عجیب.

انگار کسی را از دست دادم که همیشه داشتمش.

با اینکه تا امروز بغلت نکردم، دستانت را نگرفتم،

هر وقت مجازی حرف میزدیم،

تو را دقیقاً کنار خودم حس میکردم.

من تو را دوست داشتم.

نه به خاطر چیزهای مادی.

به خاطر حرفهایی که همیشه کمکم کرد.

به خاطر حسی که فقط کنار تو تجربهاش کردم.

و در آخر... به خاطر خود تو.

بهم میگویند «میگذرد».

امیدوارم بگذرد.

چون دیدن تو کنار یکی دیگر،

همه چیز را نابود میکند.

تلاش کردم فراموشت کنم،

اما هر بار بعدِ مدتی تو را میدیدم،

میفهمیدم از این حرفها هم دیوانهترم.

اگر بخواهم حسّم را توصیف کنم...

آن لحظه، بعد از مدتی،

انگار به خانه برگشتم تو به من یاد دادی:

خانه همیشه مکان نیست.

خانه برای من،

حسِ بودن تو بود.

تو هیچ وقت کنار من ننشستی،

اما جوری کنارم حس میشدی که هر لحظه بغلت میکردم.

اگر از من بپرسند «عشق چیست؟»،

میگویم:

همان حس امنیتی که کنار یک مرد تجربه میکنی.

همان حسی که با آن متولد میشوی...

عشق، نه ضربان قلب است،

نه چشمهای قشنگ،

نه هدیههای گران.

عشق یک حس بود،

آن حسی که من نسبت به تو داشتم.

نمیتوانم بیانش کنم.

حتی نمیدانم چه کلماتی را بگویم

که این دلتنگی را منتقل کند.

آن آدم،

قشنگترین و بهیادماندنیترین تجربهی من بود.

همان که هیچ وقت نتوانستم داشته باشم.



تو قاصدک داستان منی ،

بی خبر آمدی

بی آنکه بدانی نور مسیر من شدی

بی آنکه بدانم که هستی؟!

نیستی پیشم،

اما فکر من پیش توست.

ماه خوبم 🫠🥺

قسم به اشک قبل پرواز.....کنارتم:)

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز