2789
عنوان

بابا جونم

1 بازدید | 0 پست

سلام بابایی خوبی ... منم خوبم ... یادته بابایی وقتی زنگ میزدم حالت بپرسم میگفتی خونم دارم نهار میخورم ولی دروغ میگفتی که من ناراحت نشم.. تو اون لحظه ها درد میکشیدی رو تخت بیمارستان .. گفتن خاک سرده سردی میاره فراموش میشه .. ولی نه دروغ بود ... خیلی وقته زنگ نزدی حالمو بپرسی خیلی وقته ۱۱ شب زنگ نزدی با ترس که مبادا خواب باشم و صدامو نشنیده باشی.. بابایی تو که این همه وصل من بودی چه جوری رفتی هاااا چه جوری ...چه جوری .. خیلی وقت تشنه شنیدن صداتم .. خیلی وقته دلم میخواد از خدا بخوام بیارتم پیش تو ولی دو تیکه از قلبم رو زمین هستن که مانع درخواستم میشن

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز