2777
2789
عنوان

دعوای امشب

85 بازدید | 4 پست

غدد لنفاویم ورم کرده و تب نزدیک ۴۰ درجه داشتم

مامانمم رفته بود خونه دوستش ماشین و کارت بانکی هم برده بود هیچ جوره نمیشد بریم دکتر منم انقدر حالم بد بود نمیتونستم پیاده برم

بابام زنگش زد که زودتر بیاد (ساعت ۸و ۲۰ دقیقه) من یه ربع بعد زنگ زدم تازه داشت خداحافظی میکرد و حدود ۴۵ دقیقه بعد رسید با اینکه سر و ته شهرمون۱۵ دقیقع هم نمیشه

خلاصه دعوامون شد هممون با هم منم بهش گفتم تو واقعا اگر نگران بودی انقدر دیر نمیومدی من داشتم میمردم ونگرانی به حرف نیست و..

خب دکترت چی گفت؟

اگه همونی هستی که باهات دعوا یا بحثم شده و یا کامنتی رو بر علیه من لایک کردی و اتفاقی تو تاپیکت شرکت کردم بدون اسم کاربریت اصلا یادم نبوده و اینکه کلا درخواست دوستی به هیچکس نمیدم احیانا درخواستی از طرف من دیدید حتما دستم خورده اگه شما زودتر از خودم متوجه شدید لطفا بگید لغو کنم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108