خواهرم که سندرم داون داره میخورم اینکه الان توی این سن دوست داره یکی دوسش داشته باشه راستش ابجیم عاشق پسر عموم شده همش اینو میگه و تو فامیل مسخره می کنند منم دو سه باری کم مونده بود دعوام بشه ولی با این چیزا که درست نمیشه آبجیم خیلی دختر زرنگی اصلا نمیخورع سندرم داون داشته باشه ولی خب به هر حال.. الان میاد مثلاً خونمون بچه میدم نگه داری کنه انقد خوب نگه میداره منم دورا دور حواسم هست میدم بغلس کنه ولی الان مشکل من اینه چیکار کنم برای خواهرم گاهی اوقات حالم گرفته میشه گریم می گیره نظر شما چیه و اینم بگم اسم پسر عموم علیه مثلا آبجیم اونو دیدنی سه بار باهاش دست میده به بقیه میگه من میخوام با علی ازدواج کنم و این علی هم دیدم چجوری بد رفتاری می کنه منم دو سه بار تندی کردم تو رو خدا یه چیزی بگین کلافم
حس منو کسایی که تو شرایط من بودن درک می کنن کارم شده گریه که چرا ابجیم نمیتونه مثل بقیه باشه عاشق بشه عروس بشه دورش بگردم مثل ماه میمونه