اقا بعد از سال ها یه آتو دادم دست خانواده فقط خدا کنه ب روم نیارن 😂😂
عصری با رلم بیرون بودم ..
بعد حدود یه تایمی ک باهاش گذروندم رفتیم کافه ..
از اونجا ک خواستیم بریم بیرون اومد حساب کنه وقتی دستشو کرد تو جیبش کارتشو در بیاره بسته سیگارشو دیدم ..
و اصلا بهم نگفته بود و خبر نداشتم ک میکشه ..
خلاصه اومدیم بیرون یکم سنگین برخورد کردم و یکم ناراحت نشون دادم خودمو ..
وقتی ک اومد منو برسونه خونه بهش گفتم پاکت سیگارتو بده ..
خودشو زد ب نفهمیدن گفت مگه من سیگار میکشم !
خلاصه ازش گرفتمو ب شوخی یه چک هم بهش زدم ..😂
اومدم خونه کلا از پاکت سیگار فراموش کرده بودم 😂🤦♀️
لباس هامو در اوردم و خسته بودم رفتم یه چرت بزنم ک این مامان فضولم معلوم نیس دنبال چی بوده 😂 دست کرده تو جیبم و اینارو دیده و برشون داشته ..
چشتون روز بد نبینه 😂
از خواب پا شدم یادم از بستهه اومد اومدم هرچی گشتم پیداش نکردم تو همون جستجو بودم ک ابجی کوچیکم اومد گفت..
نگرد نیس مامان ورش داشت 🤦♀️😂
خلاصه اب شدم رفتم زمین
جالبش اینه ک ب پدرمم گفته و دادتش ب بابام همون بسته سیگارو 🤦♀️
مامانم ک چیزی نگفت ولی بابام وقتی اومدم تو راهرو بم گفت پس بگو پولاتو کجا خرج میکنی 🤦♀️😂
اصن یه وضعی از عصری خجالت میکشم بیام بیرون از اتاق ..
زنگ زدم هرچی از دهنم در اومد ب رلمم گفتم 🥲
ب نظرتون چیکار کنم اگه ب روم اوردن !چی بگم بهشون !..