کاشکی زندگی تو ایران اینقدر مستکبران نبود و مجبور نبودیم تا ازدواج پیش خانواده بمونیم کاش مث اروپا و آمریکا و جاهای دیگه تو هجده سالگی زندگیمون جدا بود که اینقدر قربانی و پاسوز خانواده نمیشدیم
اینقدر خسته م که حتی حوصله ندارم بیام تاپیک بزنم که باهام درد دل کنید ازم دلجویی کنید چون وقتی به زندگی برمیگردم چیزی جز گرفتاری و بد بختی نیست انواع طلسم تو زندگیم هست خدا میدونه چه موجوداتی رو برام اجیر کردن آسایش ندارم تو زندگی نزدیک چهل سالمه هیچوقت به اون آرامشی که میخام نرسیدم همیشه سر گردانم