امشب یکی از همکارهام که حدود هشت سال از من بزرگتره اومد پیشم گفت اگر داروخانه بزنم حاضری پرسنل من بشی من شونه هامو انداختم بالا و چیزی نگفتم فقط نگاهش کردم بعد گفت نیاز به نظرت ندارم مجبوری بیای اونجا
و اینم بگم ما خیلی با هم صمیمی هستیم اکثر موقع ها بهش میگم داداش ولی حرفش خیلی برام تعجب آور بود