2821
2789
عنوان

مامانم💔

62 بازدید | 12 پست

پدر و مادرم بعد ۱۸ سال زندگی میخوان طلاق بگیرن البته هنوز قطعی نیست ولی خودمم یجورایی راضی ام. پدرم سالها خیلی آزارمون داده حرفای رکیک به مامانم و من میزنه بخاطر دلایل مسخره جدیدا خیلی بدتر شده به مامانم تهمت دزدی زده امروزم خیلی کتکش زد زد پاشم شکست . الهی بمیرم براش کاش من میمردم اینجوری نمیکرد باهاش . حتی نذاشت یکیمون باهاش بره بیمارستان خودش تنها آژانس گرفت رفت خودشم تنها برگشت 💔

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

تو هیچ تقصیری نداری. تو و مامانت سالها عذاب کشیدین. اینکه پای مادرت شکسته، دیگه خط قرمز رو رد کرده. خوشحال باش که بالاخره دارین از این آدم نجات پیدا میکنین. طلاق توی این شرایط یه رهاییه، نه یه فاجعه.

خودت رو سرزنش نکن. آرزوی مرگ نکن، تو خیلی باارزشتری. گریه کن، بعد بلند شو و پشت مادرت باش. برین پزشک قانونی، مدرک بگیرین

آقا هستم

تو هیچ تقصیری نداری. تو و مامانت سالها عذاب کشیدین. اینکه پات مادرت شکسته، دیگه خط قرمز رو رد کرده. خوشحال باش که بالاخره دارین از این آدم نجات پیدا میکنین. طلاق توی این شرایط یه رهاییه، نه یه فاجعه.


خودت رو سرزنش نکن. آرزوی مرگ نکن، تو خیلی باارزشتری. گریه کن، بعد بلند شو و پشت مادرت باش. برین پزشک قانونی، مدرک بگیرین

آقا هستم

تو هیچ تقصیری نداری. تو و مامانت سالها عذاب کشیدین. اینکه پات مادرت شکسته، دیگه خط قرمز رو رد کرده. ...

آدم خطرناکیه اگه جلوش از مامانم طرفداری کنم نه تنها طلاقش نمیده تازه رفتارش بدتر میشه از بچگی هم همینقدر زجر میکشیدم وقتی با مادرم دعوا میکرد جلوی چشم من میزدش بعد هیچوقت اجازه ی گریه کردن رو بهم نمیداد اگه گریه میکردم دعوام میکرد همیشه مجبورم میکرد قبول کنم خودش بیگناهه بعد من چند سالم بود ۵ یا ۶ سال💔

همین چند روز پیش بخاطر سر دردای وحشتناکی که داشتم رفتیم دکتر تشخیص دادن بخاطر استرس و فشار های عصبیه فکر میکردم یکم براش مهم باشه ولی اصلا نبود . یادمه اول راهنمایی بودم دندونام یکم کج بود هر دفعه میگفتیم بریم ارتودنسی مینداخت عقب اخرش یکی از فامیلاشون بهش گفت ببر دندونای دخترتو ارتودنسی کن بعد که برگشتیم خونه بهم گفت تو خیلی زشت میخندی یکم بهتر بخند تا بقیه اینطوری نگن تازه معتقد بود مقصر مامانمه که بهم یاد نمیده چجوری باید بخندم.💔

2829
2828
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز