من خیلی دختر مغروری هستم کلا به مردان محل نمیدم. لاس و اینا و شوخی و اینا هم باهاشون نمیکنم. دوست ندارم واقعا. سرد و مغرورم.
ولی وقتی یکی رو دوست داشته باشم( هیچ وقت آدم واقع دوست نداشتم در حد کراش مثلا) واقعا چند بار در حد خودکشی و جنون و دیوونگی و...رفتم تو سن بزرگسالی نه نوجوونی . من سنم حدود ۳۰ هست.
احساس میکنم اگر یک بار با یک آدم واقعی برم تو رابطه واقعا عقلم رو از دست میدم و واقعا شاید خودکشی کنم.
نمیدونم چرا دوست دارم اونی که دوست دارم رو بپرستم و براش بمیرم.
تابحال با کسب تو رابطه نبودم به همین دلیل. به دلیل اینکه نه میتونم بخوابم نه بخورم نه زندگی کنم و همش ۲۴ ساعت بهش فکر میکنم و کلا فکر هام مثبت نیست فکرهای منفی زیادی دارم. از بس فکر میکنم به اون فرد که میخوام بالا بیارم و خودم رو بکشم.
تابحال عاشق آدم واقعی نبودم فقط شخصیت های خیلی دور