حالم اصلا خوب نیست حس میکنم همیشه مهربونه و بی ریا ترینه بین اطرافیانم من بودم حس میکنم خیلی بهم حسادت میکنن اونقدری که من از خوشی هاشونخوشحال میشماونا نمیشن اونقدری کهمن از ناراحتیشونغصه میخورماونا نه! از همه ضربه خوردم دیگه رغبتی به ارتباطات ندارم آدما خیلی دلشون سیاه شده خسته امحتیشوهرممقدرمو ندونست این همه سال واسش فداکاری کردم با خوبو بدش ساختمولی حتی یکبارم به میل من کاری نکرده یه آدمه خودشیفتهاس نهراه پس دارم نه راه پیش تنهامبچه همندارم اگه عرضه خودکشی داشتم قطعا دیگه اینجا نمیموندم ...