خدایی ت خونه افسردگی گرفتم بابام خیلی سنتی نگر و محدوده وقتی یه چی میپوشم گیرمیده میگه نباید کوتاه باشه و ال و بل وقتیم خاستگار اومد برا اشنایی خیلی سنتی بود نزاشت اشنا بشیم و مشاوره بریم نهایت ت عقدم جدا شدیم کلا از دستش اخلاقاش روانی شدم بخدا نمیدونم چیکار کنم هم خسیسه هم بد اخلاق همم خودشیفته مامانمم کلا هرچی اون میگه تایید میکنه سرکارم ک میخام برم ولی در نهایت برمیگردم خونههه دارم روانی میشم کم مونده خ ک شی کنم به نظرتون چیکا کنم درسمو هم تموم کردم
چجور بود ک فک میکردی خود شیفتس ینی نمیمومد زنگ اینا نمیزد؟
دقیقا زنگ نمیزند پیام نمیداد همش میگفتم صورتت لاغرها چرا دندون چرا خراب شده قهر میکرد من باید آشتی میکردم زیادی منم منم میکرد بازار نمیبرد منو همه چیز و خودش میخرید بیرون ماهی یک بار اینا میبرد بدو بدو برمیگرداند بی محلی میکرد