حقیقتا بی اندازه شیرین است
نگاه توبااینکه سنگین است
حقیقتا بی اندازه غمگین است
سیاهی بخت من که درکمین است
باورکن که عشق زمن دورشدع بود
کنون جنون همراه وهم بالین است
شایدکه کسی میان مافاصله انداخت
حسادت بیگانگان قصه ی دیرین است
ذوق ابتدای مرا عقل دید وخندید
گفتم که حتما تشویق و تحسین است
چه کسی پوشاند برتن من رخت جدایی
مگرنگفتندمقصد عشق پروین است؟