با حس تنفر از خودم گذشت..
با حسرت گذشته و ترس از اینده گذشت..
این روزا برای فرار از دنیای واقعی بیشتر میخوابم و اونقدر خودمو سرزنش میکنم که شبا سرم از شدت درد مثل قلب میتپه:)
یعنی میشه بیاد روزی که منم خوشحال باشم..
روزی که بجای تنفر، به خودم افتخارکنم..
روزی که دیدن اسمون، و تاریک شدن هوا برام درد نداشته باشه:)؟
روز اول- روزهای منتهی به پایان سال دوازدهمی بودن و نزدیک تر شدن به پشت کنکور موندن و تنها تر شدن..