2777
2789
عنوان

عشق میرقصاند🌹🍃

85 بازدید | 0 پست

بعد از سالها دفتر خاطرات عشقمون رو باز کردم....بوی عطر گلبرگهای محمدی و یاس امین الدوله مشامم رو نواخت....لبخندی از جنس حریر ابریشمدر لبانم شکفت و قلبم از شدت شعف و خرسندی رقصید.......

هم اکنون که سرانگشتانم کلمات و جملات رو در این صفحه ی سپید حک میکنن؛ آرام ترین حالت ممکنم.....

ذهنم پر شده از عطر تند و روح نواز شکوفه های درخت پرتقالی که اول صبح در رو که باز میکردیم ما رو در آغوش میگرفت و بوسه به صورتمون میزد...

محمدم...محمدرضای من......میبینی که برآن عهدی که بستی هستی....میبینم که خداوند خوان نعمتش رو در منزلمان بی منت و وسیع گسترانده....

میبینیم که نیروی عشق روح هایمان را به هم گره زده.....وقتی خار مغیلان از خرابه های شمر؛ زیر پایمان را ببوسد.....شعله های خشم نیروی عشق بر آسمانها زبانه میکشد و میسوزاند آن خرابه را....

چه زیباست دلدادگی ای که دل داده اش تویی و امانت دارش بنده ایست که سکوت قلبم سالهاست منتظر تو بود تاطنین ترانه ی عشق ؛ از لابلای درزهای پینه بسته اش؛ گوش هر شنونده ای را بنوازد.....


بماند به یادگار...از عشق مریم وشوهرش محمدرضا...


شوهر من..محمدرضای من..محمدم..رضای من..کجا بروم وقتی سرزمین پهناور میان بازوانت را به اسمم زدی..کجا بنشینم وقتی سرم را به شانه هایت میفشاری....تا در حصار گیرند دستان تنومندت تن نحیف مرا..گوش به که بسپارم وقتی قلبت چنان مشت میکوبد بر سینه ات.. و فریاد می‌زند: عاشقتم♥💍🙊🙈.  که را ببینم وقتی هرجا را می‌نگرم،تورا میبینم... کدام عسل کامم را شیرین کند وقتی شهد عشق تو را مینوشم...کدام هیبت قلبم را بلرزاند وقتی رگ گردنت سایه انداخته بر زنانگی هایم...چه شیرین است وقتی کلید می‌اندازی..و شروع میشود تپش این قلب بیقرارم..رسوایم میکند وقتی شتابان به سوی آغوش بازت پرواز میکنم..و جایی میان قلب بیقرارت، عطر تن من با عطر عرق تن تو یکی میشود... و فرشتگان خداوند لبخند میزنند..عاشقتم..شوهرم...🙊🙈💋💍♥🌹🐣.
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز