همسر سابقم خیانت کار کثیفی بود هیچ کقت گوشیش ب من نمیداد همیشع گوشیش زیز تشک قایم بود
هیچ وقت رو نکردم ک خیانت کروه
یبار داشتم خونه تمیز میکردم و رو مبلی هارو برداشتم ک جارو بکشم یه برگه کاغذ دیدم بازش کردم دیدم نامه هست
یه دختز نوشته بود ک شب خوبی داشتیم با هم و خیلی خوش گذشت m..Hدرست یادم نمیاد خیلی نوشته بود وقتی من دیدم مردم و زنده شدم
بهش زنگ زدم گفتم زودی بیا خونه
اومد و نامه نشدن دادم و اون آروم بود حرفی نداشت چون خوشی کرده بود نیاز ب حرف نداشت
در آخر بازم مجبور بودم بمونم