2789
عنوان

شعرستان 🦋🎶

370 بازدید | 24 پست

هر کجا نیست کسی، آنطرفِ میز، منم!

خسته و غمزده با خویش گلاویز.. منم!


هر چه افتاده کناری و نفهمیده کسی

هیچکس هم پیِ آن نیست، همان چیز منم!


خسته، خلقی پیِ ما میل ترحّم دارند..

شوم، شوریده، حزین، گریهی یکریز منم!


هر که در من وطنی داشته، شد خانه خراب

شهر ویران شده از غارت چنگیز، منم!


به تنِ سردِ من اینگونه که داغِ تو نشست

شاهِ قاجار تو، مشروطهی تبریز منم ...


اول قصّهی سهراب، خوشایند، تویی!

آخر قصّه ولی، تلخ و غم انگیز منم ...


دل و دین، هوش و هوس ،هر چه که بردی بشمر

به خیال چه نشستی؟ ته پاییز منم ...

سخن بی تو مگر جای شنیدن دارد؟ نفس بیتو مگر نای دمیدن دارد علت کوری یعقوب نبی معلوم است شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد...

قدر نشناسِ عزیزم ، نیمهی من نیستی

قلبمی اما سزاوار تپیدن نیستی!


مادر این بوسههای چون مسیحایی ولی

مرده خیلی زنده کردی ، پاکدامن نیستی


من غبارآلودِ هجرانم تو اما مدتیست

عهدهدارِ آن نگاهِ لرزهافکن نیستی


یک چراغ از چلچراغ آرزوهایت شکست

بعدِ من اندازه یک عشق روشن نیستی


لاف آزادی زدی ؛ حالا که رنگات کرده فصل

از گزندِ بادهای هرزه ایمن نیستی


چون قیاساش میکنی با من ، پس از من هرکسی

هرچه گوید عاشقم ، میگویی اصلا نیستی


دست وقتی که تکان دادی عجب حالی شدم

اندکی برگشتم و دیدم که با من نیستی!


شـــعر

سخن بی تو مگر جای شنیدن دارد؟ نفس بیتو مگر نای دمیدن دارد علت کوری یعقوب نبی معلوم است شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد...

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



👌🤍

صادق هدايت در كتاب بوف كور میگويد:گاهی انسان، در تاريكى ذهن خود گم میشود،جايى كه مرز واقعيت و خيال از هم جدا نيست.تنهايى، آرام آرام به درون نفوذ میکند،و انسان را از جهان بيرون جدا میسازددر اين ميان، هيچكس نيست كه او را بفهمدحتى خود او. و شايد تلخترين حقيقت اين باشد: بعضى دردها را نمیتوان گفت فقط بايد در سكوت، با آنها زندگى كرد🌌

نبض اشعارم درون حلقہ چشمان توست

مو پریشان ڪن غزل آمادہ فرمان توست


واژہ واژہ میچڪد از شعرهایم نام تو

گویا امشب غزل هم تشنہ باران توست


نام زیبایت درون شعر غوغا میڪند

جملہ ها سر درگمند و لحظہ طوفان توست


ترجمان واژههایم پشت پلڪت ماندهاند

پایههاے شعر من بر پایہ و ارڪان توست


با تڪاپویے قلم بر روے ڪاغذ جارے است

دفترم میخندد و امشب قلم رقصان توست


از لبت تا مینویسم شعر لب وا میڪند

وزن اشعارم نمادے از لب خندان توست


گیسوانت را بہ روے شانههاے شب بریز

تا ببینم رنگ شب از طرهے افشان توست


طرح سیمایت اگر در آسمان پیدا شود

ماہ پنهان میشود،چون آسمان از آن توست.

سخن بی تو مگر جای شنیدن دارد؟ نفس بیتو مگر نای دمیدن دارد علت کوری یعقوب نبی معلوم است شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد...

با تـوأم عشقِ قسم خوردهٔ پنهانیِ من

با توأم بی خبر از حال و پریشانیِ من!


با تـوأم، لعنتیِ خالی از احساس بفهم

بی قرارت شده ام شاعـرهٔ خاص بفهم


لعنتیخستهام از دوریو بیتاب شدن

پـای دلگیرترینِ خاطـره ها آب شدن!


لعنتی خسته ام از حالِ بدم ، زخم نزن

بیتو محکوم به حبسِ اَبدم، زخم نزن


باورم کن، که به چشمانِ تو معتاد منم

پادشاهی که به جنگ آمد و افتاد منم


قـافیـه باختـم و شعـر سرودم ، یعنی:

بههرآنکس که تورا دید حسودم یعنی


نفسم بنـدِ تـو و ، درد مـرا می خوانَـد

بعـدِ تـو حسرتِ دنیا بـه دلم می مانَد



ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز