من یه خواهر یه ساله دارم قرار بود امروز که مامانم میخاد بره سرکار من و خالم که تقریبا هم سنو ساله منه خواهرمو نگه داریم ، بابامم نیست شهر دیگه کارمیکنه
خواهرم از ساعت چهارونیم صبح منو بیدار کرده ، خالم هم صدای بچرو شنید رفت تو اتاق درم بست تا ساعت نه و نیم خوابید
اینم بگم دیشب براش ساندویچ گرفتیم با اخلاقاش کنار میومدیم که لطف کنه فردا صبح بیاد کمکم کنه خواهرمو نگه داریم
خلاصه خوابید هم بیدار شد برای خودش چایی گذاشت نشسته با گوشیش بازی میکنه
حالا منم روز دوم عادت ماهانمه دل درد شدیدم رفتم دیدم کل پدای بهداشتیمونو تموم کرده بدون این که اجازه بگیره
الان نمیدونم چجوری برم مغازه با این بچه
صبح مامانم فقط به من فحش میداد سرم غر میزد که به بچه برسم بدون این که خواهرشو از خواب ناز بیدار کنه
خیلی اعصابم داغونه نمیدونم چیکارکنم
از ساعت چهارنیم صبح بیدارم یه چشمم لکه قرمز افتاده حتی نمیتونم برم ببینم چشمم چیشده