وقتی میرفتم قبرستون از اینکه قراره یه روز بمیرم دلم میگرفت میترسیدم با همون بچگی افسرده میشدم الان با ۲۳ سال سن مهم ترین آرزوم شده مرگ تنها چیزی که تو سختیا آرومم میکنه فکر مرگه به مرگ فکر میکنم یا چیزی راجبش میخونم آروم میشم خیالم راحت میشه
چقدر فرق هست بین بچگی وبزرگسالی
فقط ترسم از اینه بعد مرگ دوباره همین زندگی تکرار بشه
مرگ نعمت بزرگیه ولی کاش وقتی که بهش نیاز داریم بیاد