من خودم آدم نسبتا موفقی ام ، دانشگاه خوبی قبول شدم ، کلی مدرک دارم و تازه ۲۲ سالمه ، اما پدرم معتاد بوده ، خواهرم توهم میزنه و قرص میخوره ، برادرم که بزرگتره و باهوش تره بیکاره، مادرم نصف شب ها پا میشه من رو فوحش کش میکنه ، کلا وضعیت خونه امون اینه ، بقیه هم از من کمک میخوان هم بهم فحش میدن ، قبول دارم خانواده عالی ای ندارم و به دلیل وضعیت خانواده ام دست به کارهای عجیب غریب زدم ، مثلا با یکی که ۲۰ سال ازم بزرگتر بود وارد رابطه شدم که فقط من رو از این خانواده نجات بده اما برعکس خودم خودم رو ازش دور کردم چون نمیخواستم از چاه در بیام بیوفتم تو چاله ، حالا هم حتی نای دانشگاه رفتن رو ندارم ، نمیدونم چرا مسیر زندگیم این شد و در آخر چی میشه ، شماها نظری دارین؟