2821
2789
عنوان

ازدواج سنتی

155 بازدید | 6 پست

سلام بچه ها من یه خواستگار از سمت فامیل دامادمون اومده برام اومدن خواستگاری و بعدم گفتن قبل از هر صحبتی آزمایش خون بدیم بعد دیروز که آزمایش رادین جوابش اومد و خوب بود بعد اجیم و شوهرش این چند وقت همش تعریف میکنن از پسره اونقدر تعریف میکنن که من حس میکنم دارن اغراق میکنن و تصمیم نمیتونم بگیرم همش تو همه چیز من دخالت میکنن از ظاهرم و رفتارم گیر میدن مثلا دیروز گیر دادن چرا خوشحال نیستی که آزمایش خونت خوب شده من پدرم فوت شده داداشمم یه شهر دیگست با زن و بچش منم و یه مادر ساده و پیر سنمم بالاست بیمه پدرمو دارم از زندگیم راضیم فقط نمیدونم از دست اجیم و شوهرش چکار کنم خیلی دخالت میکنن تو زندگیم هر چی بهشون میگم بازم نظر میدن الان انتظار دارن من با دو جلسه حرف زدن با خواستگارم جواب مثبت بدم من گفتم نیاز به زمان دارم حداقل ۶ ماه برای شناخت سریع عقد نمیکنم پسره هم پسر خوبیه ولی بازم نباید عجله کنم نمیدونم چکار کنم مشکل اصلیم الان اجیم و شوهرش که بهم فشار میارن

خب چرا واضح بهشون نمیگی چی میخوای؟

واضح ولی مودبانه و بدون توهین بگو خودت چجوری راحتی دیگه هم توجه نکن. جوری ب خورد کن انگار اهمیتی نمیدی و حرفاشونو در حد توصیه و نصیحت میبینی

با شيخ از شراب حكايت مكن كه شيخ تا خون خلق هست ننوشد شراب را...ممکنه تو ی تاپیک باهاتون بحث کنم و تو تاپیک دیگه باهاتون موافق باشم. حتی ممکنه تو ی تاپیک با بعضی حرفاتون موافق باشم و با بعضی مخالف چون فقط و فقط به اون حرف توجه میکنم و جواب میدم نه خود شخص یا نظرات دیگش. عکس پروفایل : خانم آذر شیوا

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز