به حباب نگران لب یک رود قسم /
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت/
غصه هم خواهد رفت/
آنچنانی که فقط خاطرهاش خواهد ماند/
مثل نسیمی که به آرامی میگذرد/
مثل برگ زردی که از درخت جدا شد/
دل شکسته را به دست روزگار بسپار/
که درمان درد، گذشتن است و فراموشی/
لحظهها رفتهاند و باز نمیآیند/
اما یاد خوبشان همیشه میماند/
پس نترس از رفتن آنچه که بود/
چرا که شادیهای تازه در راهند/