2777
2789
عنوان

همسایه مزاحم😠

1749 بازدید | 44 پست

خستم کرده دیگه.من خیلی معاشرتیم و زود جوش میخورم با بقیه ولی از همسایه نشینی و ارتباط بیش از حد با همسایه متنفرم دوس دارم همه چی در حد تعادل باشه.من دو ماهه اومدم خونه خودم واحد بغلیم یه زن و شوهرن با یه بچه ۶ماهه.

عِشق آموخت به مَن شِکلِ دِگَر خَندیدَن😍

خستم کرده دیگه.من خیلی معاشرتیم و زود جوش میخورم با بقیه ولی از همسایه نشینی و ارتباط بیش از حد با همسایه متنفرم دوس دارم همه چی در حد تعادل باشه.من دو ماهه اومدم خونه خودم واحد بغلیم یه زن و شوهرن با یه بچه ۶ماهه.۲ماه پیش که داشتم خونه رو می چیدم یهو در زد تا درو باز کردم با یه سینی چایی اومد تو منم کلی تشکر کردم و خوشم اومد و دیدم زن خوبیه.

عِشق آموخت به مَن شِکلِ دِگَر خَندیدَن😍

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

از اون به بعدش باهاش سلام علیک داشتم فقط.گذشت تا چند وقت پیش که من عروسی کردم و اومدم خونمون یه روز من داشتم جارو برقی میکشیدم کل خونه به هم ریخته بود دوباره در زد اومد جلو در گفت جارو میکشیدی؟گفتم اره مهمون داشتم خونم بهم ریخته ست گفت مهمون نمیخوای؟؟لبخند زدم به ناچار گفتم بفرمایید اومد تو کلی نشست حالا دوس داشتم وضعیت خودمو و خونه رو میدیدین.

عِشق آموخت به مَن شِکلِ دِگَر خَندیدَن😍

کلی حرص خوردم.ازاون به بعدم هی هندونه میاره هی البالو میده دوغ میده.منم مجبور میشم ظرفشو پر کنم بدم.یبارم اومد در زد گفت بیا خونمون.امروز من از حموم اومدم رو صورتم ماسک گذاشته بودم تازه دیدم دوباره در میزنه باز نکردم ولی از شانس گندم تلویزیون روشن بود فهمید خونم.اقا تا ده دقیقه همینطور پشت در وایساد در زد.رفتم صورتمو شستم  ناچار درو باز کردم گفتم جانم؟میگه بچم گریه میکرد گفتم بیام پیشت بچه یکم ساکت شه😐😐

عِشق آموخت به مَن شِکلِ دِگَر خَندیدَن😍

گفتم من حموم بودم خودش دید موهام خیسه ها اومد تو نشست بهم میگه تو برو موهاتو خشک کن.اخه مگه میشه؟؟؟؟زن خوبیه دوسش دارم ولی اصلا دلم نمیخواد دم به دقیقه خونه ما باشه من میخوام برم خونه اروم کلیدو میچرخونم که نفهمه اومدم😣😣چیکار کنم نمیخوام بی ادبی بشه ولی میخوام یه جوری بشه کمتر بیاد بنظرتون چه رفتاری داشته باشم یا چی بگم؟؟

عِشق آموخت به مَن شِکلِ دِگَر خَندیدَن😍

خوبه که شما هم از تنهایی در میایید

                           یا ابا عبدالله                                                  پسر داشتن حس شیرینیه ....دنیای معصوم وکودکانه اش به من که یک زن هستم حس آرامش عجیبی میده.... وقتی که از همه مرد های زندگیم نا امید میشم و به یه گوشه پناه میبرم، یه مرد کوچولو میاد پیشم که نه شوهرمه ، نه پدرمه، ونه برادرم . اون تنها عشق زندگی منه که بادستای کوچولوی مردونه اش موهام رو نوازش میکنه و برای اینکه غصه هام رو فراموش کنم، با صدای قشنگش توی گوشم میگه : مامان، امروز موهات چقدر قشنگ شده .......❤️ وتوی اون ثانیه هاست که من اوج میگیرم وبا عشق زندگیم از ته دل میخندم.... آره ..... عشق زندگی من اون چشمای قشنگ مردونه ست که با نگاهش فریاد میزنه :مامان عاشقتم........ومن با تمام پوست و گوشت و خونم عشقش رو احساس میکنم.....❤️❤️❤️❤️ 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108