ده ماه پیش پیاماشو خوندم دیدم دختر برده باغ دوست داشتم زندگی کنم گفتم قهر برم شاید پشیمون شد اومد دنبالم نیومد گرفت بلاکم کرد تا الانم یه تک زنگ نزده رفتم پی وکیل گفت اون ک چیزی ب نامش نیست مهریه قسطی میخوای بگیری میگه طلاقتم ک نمیده مهریه بگیری چندسال بلاتکلیف میذارتت گفت مهریتو ببخش طلاقتو میگیرم اینطور به نفعمت چون اصن براش مهم نیستی
حالا نمیدونم منتظر بمونم میاد دنبالم یا نه یا برم طلاق بگیرم وکیله میگفت بشینی همینجوری اونم کاری نمیکنه چندسال بلاتکلیف میمونی اونم میره ازدوتج میکنه خیلی میترسم از طلاق بعد میترسم مهریه ببخشم بگه طلاها و خرچی برات خریدمم با خرج عقد عزوسی پس بده یبار تو جلسه شورا میگفت من طلاقش نمیدم خرج عقد عروسی طلا دادم انتظار داره انگار همرو بش برگردونم
قبل عیدم خونرو جمع کرده بود